اين بار هم یه نموره
::
مقدمه اي در اسلام شناسی جلد 1
علی مير فطروس(بابک دوستدار)
چاپ دوازدهم
نشر نيما
شروع میکنیم
من چندين مطلب جالب از اين کتاب رو ميزارم خودتون بعدش کتاب رو طبق لينک دانلودی که مزارم دانلود کنید . ميبينيد که اسلامی که اين همه طرف دار دارد تمام حرفهايش درباره چيست...
به نقل از کتاب :
محمد رسول الا.... هميشه می فرمودند :ما هيچ انسانی راه بيگناه نميکشيم، اصلاً اسلام دين کشت و کشتار نيست که .کی گفته هرکی اسلام و قبول نکرد ميکشيمش، هان؟
محمد رسول ا...(ع): اين حرفا چيه ميزنين اصلاً اينجوری نيست، اسلام مال بابای منم نيست . حالا امام حسين يه چيزی گفت که آقا جون اگه دين نداری آزاده باش قرار نيست که تو بری حرف نوه نتيجه های منو گوش بدی که.
پس من اينجا بادمجونم، لامصب 15 تا زن گرفتم 44 تا صيغه کردم، کم نيست، برو بگرد ببينم تو اينهمه دين کودوم پيغمبر همچين حرکت انتحاری کرد کدمشون همچین کمری مثل من استوار داشت هان؟
حالا اون پسر فاميلمون امام علی رو ميگم اونم يه چيزی گفت که ما عقايد هامون رو بر سر شمشير هايمان حمل ميکنيم، ديگه اونجوريم نيست،
بزار خيالت و راحت کنم رک بگم اصلش اينه هرکی رو حال کرديم ميکشيم حال داد نيمکشيم حال نداد بازم ميکشيم اين يعنی اسلام. ديگه دنبالشم نگرد. نيست رفتم ديدم نبود.
تازه آخرشم گفتم هيچکی مثل قران نميتونه بياره مثل جملاتش که ديگه کسی حرفی بعدش به عربی نزنه.
ميگی نکشتيم؟ تو
من محمد پسر خدا پغمبر مسلمين رسول اکرم و رسول خدا هستم ميگم عزيز جون کشتيم، باشيمم ميکشيم
چون زورمون زياده. اينم مدرکش.
صفحه (32) کتاب اسلام شناسی علی مير فطروس جلد 1 چاب 12
شعار " انما المومنون اخوه" يا "لا اکراه فی الدين" البته مانع آن نبود که پيروان مذاهب ديگر (يعنی اهل کتاب) را به جرم نپذيرفتن اسلام يکجا سر نبرد بطوريکه ار مورد بنی قريظه پس از جنگ و تسليم شدن مردم اين قبيله، دستور داده شد تا 900 نفر از جوانان و مردان بنی قريظه را سر بريدند و اموال و دارای و زنان و کودکان اين قبيله را بعنوان بردگی بين مسلمان تقسيم کردند.
طبری مينويسد: "پيغمبر بگفت تا در زمين، گودال ها بکندند و حضرت علی و زبير در حضور پيغمبر، گردن آنها را زدند". در اينگونه جنگ ها، اعراب مسلمان حتی از همخوابگی با زنان شوهر دار پرهييز نميکردند و اين، البته دستور قران بود .
-----------------------------------------------------------------------------
1- محمد به محض تحکيم قدرت سياسی-مذهبی خود، بزوری ياران و دوستان مدنی(يهودی ها و مسيحی ها) را بزرگترين دشمنان مسلمين خواند مسلمانان را به مبارزه با آنان تشويق کرد (سوره مائده ، آيات 15 و 82؛ سوره توبه آيه 29 و سوره هايه ديگر) ... بايد ياداور شد . که مخالفت بيش از حد محمد با يهود قبل از همه، جنبه اقتصادی داشت، زيرا که قسمت عمده ثروت حجاز در دست آنها بود و مسلمانان پس از کشتار يهوديان، قنائم و ثروت های بسيار بدست آوردند .
نگاه کنيد به : تاريخ طبری ، ج 3 ، صص 1148-1149 و 1153
تاريخ طبری، ج 3، صص 1088-1091، کتاب ثفاش الفنون،نوشته شمس الدين محمد آملی، ص 321؛
2- کتاب مونتخب التواريخ، نوشته حاج محمد هاشم خراسانی، ص54، کتاب پرتو اسلام، نوشته احمد امين ج 1،ص 117.
3- تاريخ طبری، ج 3، ص 1093؛ همچنين نگاه کنيد به : کتاب روضه الصفا، ج 2، ص 364.
4- سوره نسأ ،آيه 24
تفسير و نقد: اين شعار " لا اکراه فی الدين" چيزی بود که اين پيغمبر اضافه کرد به قران تا بتونه رسماً به دين هاي ديگه هم رحم نکنه يعنی بگه فقط اسلام قبول .من با خدا کاری ندارم که قبول دارينش يا ندارينش بايد اسلام رو قبول کنی، نکنی ميکشمت که چیزی نیست .
تا 10 تا نسل بدتم رخنه ميکنم که هيچی ادبياتتم تغيير ميدم زندگيتم عوض ميکنم.
من تو اين قضيه گير کردم نميشد اين بنده خداها حالا يجا سرنبردن تو چند جاي مختلف مرحله به مرحله مثل آيت ال.. خلخالی مرحله مرحله سر ببرند يا اعدام کنن حالا چرا دسته جمعی؟؟
رسماً شده بود بازی ديگه، مثلاً من به دوستم ميگم
بچه ها حوصلم سر رفته بريم يه شونصد پونصد تای آدم بکشيم بييم يکم روحيم عوض بشه خيلی دپرس شدم انقد خونه نشستم .
اهان يه چيزه ديگه چرا دقيقاً 900 نفر پشت سره هم سر بریده اونم يک جا، خورده نداشت؟
حالا ما الان يه کاری ميکنيم ميگيم به نيت مثلاً شونصد تن يا به نيته پونصد تن .اون موقع بزادر محمد رسول 900 نفرو سر میبرید اونم یکجا چی می گفت؟؟ نکنه حتماً میگفت به نيت همون شونصد تن که در آينده ميميرن؟؟؟
يا اينکه گفت خدايا اين رو از من قبول کن توانم همين بود ايشالا سری بعدی مخلوقيات بيشتريو ميکشم ميفرستم واسط اون دنیا. ميدونم اين مرتيکه ابلييس سرش شولوقه هروم زاده دنبال زن های منه همش، نگران نباش من جاشو خالی نميزارم، رو من حساب کن داداش.
( این جمله رو محمد رسول ا..(ع) به خدا گفت. من اونجا بودم شنیدم)
بعد اين همه هم برده ميگرفت واسه چی آخه ، چيکار ميکرد با اين همه برده، خوب با اين همه برده يه تخته جمشيد هم درست نکردن فقط با بردها يک کار ديگه کردن که من اينجا نميتونم بگم
چون همه بردها دختر بچه و پسر بچه و زن بودن.... چيکار کردن ديگه بماند نميگم زشته...
نصیحت به حضرت محمد رسول ا..(ع) : من موندم رسماً خدا بيکار بود ديگه هی خلق کنه تو بکشی. آخه محمد تو خجالت نميکشی... فقط اونجاتو گنده کردی که... زن ها رو...
اين چه اسلامیه آخه؟
داستان شوشول فرنود از اسلام تو بعد 1500 سال معروف تر شد. تو شرم ناکردی
چه آدمای پيدا ميشنا؟!؟!؟
ميرسيم به سوره نساء، رو اين سوره خيلی حساس بود محمد. چون اگه اسلام 10 تا پایه داشته باشه يکيش همين سوره نسا.
چون ميگه عزیزم هرکی فک کردی دشمن اسلام و اعراب که شامل ما عجم ها هم ميشه ها گوشت با منه؟؟
رسماً برو ترتيب زنش رو بده، اينو بخدا من نگفتم قران محمد گفته، البته محمد ميگه اين قران همش حرفه خداست. من شک دارم خدا هم چين چيزايو از بنده هاش بخواد، تو هيچ زمانی تو هيچ دينی خدا نخواست که اگه حرف همو قبول نکردين ترتيب هم که هيچی ترتيب زن هاي هم رو هم بدين، اينجوری باشه که بابا اسلام کويته رسماً. ملّت برن مسلمون شن. بعد بگن هيچکی حرفاي منو گوش نميده پس بياد....
بخدا من نميگم، قران محمد ميگه، بيا سوره نساء. برو بخون همشو ببين چی ميگه. اين برادر آیت ا... مسواه يزدی هم همينو ميگه ديگه....
صفحه (32) اسلام شناسی علی ميرفطروس
طبری می نويسد: پيغمبر پس از فتح مکه خالد را برای دعوت مردم بنی حذيمه به اسلام، به آن ناحيه مأمور کرد.
مردم چون خالدبن وليد را بديدند سلاح برگرفتند، خالد گفت: سلاح بگذاريد که مردم، مسلمان شدند. يکی از مردمان بنام جحدم گفت: ای بنی حذيمه
اين خالد است بخدا پس از گذاشتن سلاح ، اسارت است و پس از اسارت گردن زدن است، بخدا من سلاح نميگزارم... امّا عدی اي از مردم بندی حذيمه او را گرفتند و گفتند: ای جحدم! می خواهی خون ما را بريزند؟
مردم، مسلمان شده ان و جنگ از ميآن رفته و کسان ايمنی يافته اند و اصرار کردند، تا جحدم سلاح خويش بر زمين نهاد و بنی حذيمه نيز با "امان" خالد، سلاه فرو گذاشتند، آنگاه خالدبن وليد دستور داد تا دست هايشان را بستند و " همه را از دم شمشير گزرانيد و بسيار کس
بکشت" در برابر اين جنايت فجيح، پيغمبر- تنها- دست به آسمان بلند کرد و گفت:"خدايا! من از آنچه که خالد کرد بيزارم" امّا خلدبن وليد
ميگفت : من اين کار را خودسرانه نکردم زيرا عبدا... بن خذافه به من گفت: پيغمبر فرمودند اينان ( مردم بنی حذيمه) را بکش که از مسلمان شدن ابأ کرده اند...
تفسير و نقد:چرا کند انسان کاری که باز آيد پشيمانی؟
چرا بايد خالد که يکی از سرلشکر داران محمد رسول بود بايد همچين کاری کند؟
چرا بايد محمد رسول همچين انسان های وحشی رو براي تبليغ اسلام در دست راست خود بگزاره؟ انگار که من ازراعيل رو براي تبليغ مهمونی تو خونه خودم دعوت کنه استفاده کنم؟
خوب مردم چی فک ميکنن. مطمئن باشين هيچ کس نمياد مهمونی من، چون سال نکو از بهارش پيداس، مطمئن هستم اون بنده خدا هایی که اسلام رو هم قبول کردن
از ترس گردنشون و بچشون بود. وگرنه محمد قصد تبليغ اسلام رو نداشت، بلکه قصد پادشاهی
بر مملکت آعراب با اسم اسلام رو داشت. تاريخ اين رو ميگه.
امّا خيلی دوست دارم يکی زندگی بدونه شهوت عسی رو که تمام با رنج بود رو نگاه کنه و مقايسه کن با محمد رسول
و دولت هال حاضر ايران ما.